یک نکته جديد در مرورگر شما




Friday, February 10, 2006

٭
فرشته قسمت دوم
. تو به خانواده اول که همه چيز داشتند کمک کردي و ديوارسوراخ آنها را تعمير کردي ولي اين خانواده که غير از اين گاو چيز
ديگرينداشتند کمک نکردي و اجازه دادي اين گاوبميرد.فرشته بزرگتر به آرامي و نرمي پاسخ داد چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيد.فرشته کوچک فرياد زد : يعني چه من نمي فهمم.فرشته بزرگ گفت : هنگامي که در زير زمين منزل آن مرد ثروتمند اقامت داشتيم ديدم که در سوراخ آن ديوار گنچي وجود دارد و چون ديدم که آن مرد به ديگران کمک نمي کند و از آنجه دارد در راه کمک استفاده نمي کند پس سوراخ ديوار را ترميم و تعمير کردم تا آنها گنج را پيدا نکنند .ديشب که در اتاق خواب اين زوج خوابيده بودم فرشته مرگ آمد و قصد گرفتن جان زن کشاورز را داشت و من بجاي زن گاو را پيشنهاد و قرباني کردم .چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيند .



........................................................................................

Comments: Post a Comment

Home